عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

51

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

نمانده است . از آنجايى كه اساس دين با علم تعارض دارد . بايد اديان را محو كرد و از ميان برد » « 1 » ليكن اين دانشمند در داورى خود ، در تعميم آن بر همهء اديان ، اشتباه مىكند زيرا اگر از اسلام ولو بطور سطحى اطلاعى داشت بر او روشن مىشد كه اسلام نه از حيث اساسى و اصول با علم متعارض است نه از حيث روش و تعليمات . بين اسلام و دانش كشمكشى در نگرفته است . هيچ نوع دادگاه تفتيش عقايد در اسلام تشكيل نشده است و در طى تاريخ طولانى اسلام هيچگونه ترور عقيده دانشمندان ديده نمىشود بلكه بر عكس ، اسلام انديشهء آزاد و بحث صحيح علمى را تشويق مىكند . خلفاى اسلام دانشمندان را عزيز مىشمردند و در قبال مطالعات علمى و انديشه‌هاى علمى آنان را تشويق مىكردند « لاروس » در موجبات كشمكش بين رجال مذهبى و دانشمندان در غرب چنين مىنويسد : « اگر بگوييم خوب فكر كردن مقتضى اعتقاد به امور معقول است مىگويند هرگز ، هرگز ! سپس مىكوشند عقل بشرى را كه براى خود حق تميزبين خير و شر و عدل و ستم قايل است خوار بشمارند ، و اگر چشم عقل را كور كنند و ديدهء بصيرت را گمراه سازند ، سفيد را سياه شمارند و بدى را فضيلت انگارند ، دين مىگويد اطاعت كنيد ! از چه چيزى اطاعت كنيم ؟ از خرد ؟ يا از واجبات طبيعى ؟ يا از احساسهاى قلبى ؟ يا از نواميس حقيقى معتبر براى بشريت ؟ هرگز ! از كسى اطاعت كنيد كه به نام خداوند حكومت مىكند ، در حالى كه تو كورى ! اگر او دستور دهد كه پدر يا ارباب خود را به قتل برسان يا به كشتار دسته‌جمعى دست

--> ( 1 ) - به « اسلام و مدنيت » - تاليف فريد وجدى مراجعه شود